عباس اقبال آشتيانى
491
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در ميان تواريخ معتبرهاى كه اسم برديم غير از كامل ابن الاثير و طبقات ناصرى كه جنبهء تاريخ عمومى دارند و به همين مناسبت هم از تاريخ مغول ذكرى كرده چهار كتاب سيرة جلال الدّين نسوى و جهانگشاى جوينى و تاريخ وصاف و تاريخ غازانى رشيد الدّين فضل اللّه اركان اربعهء تاريخ مغولند و بعد از مؤلفين اين چهار كتاب هركه هرچه راجع بتاريخ مغول نوشته است اساس آن معلوماتى است كه از كتب اربعهء فوق اقتباس نموده . غير از اين كتب چون در دورهء مغول به شرحى كه بعد خواهيم ديد تاريخنويسى مخصوصا در ايران رواج كلى پيدا كرده بوده تواريخ بزرگ و كوچك عمومى متعدّد برشتهء تأليف آمده كه از همانها نيز اطلاعاتى راجع به دورهء استيلا و حكومت مغول برمىآيد مثل نظام التواريخ تأليف قاضى ناصر الدّين عبد اللّه بن عمر بيضاوى كه در 674 تأليف شده و روضة اولى الالباب تأليف ابو سليمان داود بناكتى كه در 717 به انجام رسيده و تاريخ گزيده و ظفرنامه هردو تأليف حمد اللّه مستوفى قزوينى كه اولى بنثر است و در 730 آن را مؤلف بنام خواجه غياث الدّين از جامع التواريخ رشيدى و كتب ديگر برگزيده ديگرى بنظم كه حمد اللّه آن را در 735 تمام كرده ، مجمع الانساب تأليف محمد - بن على شبانكارهاى كه آن را مؤلف اول بار در 733 قبل از فوت ابو سعيد تأليف كرده و پس از مرگ اين پادشاه مجددا در آن دست برده است . غير از اين كتب فارسى كه بعدها شرح يكيك از آنها را بدست خواهيم داد و كتب مورخين دورهء تيمورى مثل حافظ ابرو و شرف الدّين على يزدى و كمال الدّين عبد الرزاق سمرقندى و خسرو ابرقوهى و خوندمير و ميرخوند كه از انها نيز معلومات بسيارى راجع به دورهء مغول استنباط مىشود در ميان نويسندگان عربى زبان نيز پنج نفر را بايد در نظر داشت كه از كتب ايشان نيز بمناسبت معاصر بودن با مغول مطالب چند بدست مىآيد بقرار ذيل : ابن العبرى ( 623 - 685 ) - ابو الفرج غريغوريوس بن اهرون طبيب از مردم شهر ملطيه و از عيسويان يعقوبى ساكن مراغه يكى از جمله فضلاى معاصر ارغون خان مغول و عطا ملك جوينى است كه السنهء سريانى و فارسى و عبرى و يونانى و غيره را به خوبى مىدانسته و او دو كتاب در تاريخ نوشته است يكى به زبان سريانى در تاريخ عمومى مفصل